<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[محمدی]]></title>
		<link>http://www.qorood.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[من کوچ کردم از اینجا]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1386/01/22/post-45/</link>
					<description><![CDATA[<P>من از این بلاگ کوچ کرده ام <A href="http://troublestan.blogspot.com">به اینجا</A>. بعد از این فقط به زبان اینگلیسی بلاگ می نویسم به خاطر اینکه تایپ فارسی ام خوب نیست. به بلاگ جدید من که لینکش در بالا هست حتما سر بزنید. منتظر تان هستم.</P>
<P>بای</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 11 Apr 2007 19:30:58 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=45</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1386/01/22/post-45/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سیاحت یا تبلیغ مسیحیت؟!]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1385/05/16/post-44/</link>
					<description><![CDATA[<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT face=Tahoma><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2><IMG alt="South Korean tourists in Afghanistan" hspace=0 src="http://www.geocities.com/azadi232/qorood/southkorean_tourists.jpg" align=baseline border=0></FONT></SPAN></FONT></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT face=Tahoma><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>صدها تن از اتباع کره جنوبی که به عنوان توریست به افغانستان سفر کرده بودند ٬ با اعتراض تعداد بنیادگرایان ربرو شد که در نهایت باعث اخراج این توریستان توسط دولت از کشور انجامید.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>بنیاد گرایان دلیل اعتراض خود را ترویج و تبلیغ آیین مسیحیت توسط این گروه توریست مسیحی اعلام کرده اند ولی این گروه ۱۵۰۰ نفری هدف از سفر به افغانستان را آشنایی با فرهنگ افغانها&nbsp;و دیدن از آثار و مکانهای تاریخی و برگزاری فیستیوال صلح ابراز نموده اند.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>موضوع که مطرح است اطاعت نمودن &nbsp;بی چون چرا دولت از این نوع درخواستها و دستورات و تهدیداد بنیادگرایان نسبت به اخراج این توریستان کره ایست که سوال ها و نگرانی های را برانگیخته است.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>گمان کنیم که هدف این گروه توریستی ترویج و تبلیغ مسیحیت بوده باشد که بعید بنظر میرسد در چنین شرایط فرهنگی و نا امنی که در کشور حاکم است با این هدف به افغانستان سفر کرده باشند. </FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>در عصر حاضر که تبلیغ ایدولوژی در اکثر کشور ها اسلامی و غیر اسلامی یک امر عادی و قانونی و پذیرفته شده در سطح جهانی است٬ حالا چه&nbsp;این تبلیغ برای اسلام باشد و یا مسیحیت و سایر ایدولوژی های دیگر٬ که د رقوانین سازمان ملل و حقوق بشر به صراحت&nbsp;از آن یاد آوری شده است٬ حق آزادی بیان و اندیشه ٬ آزادی ادیان و مذاهب&nbsp;و...که افغانستان هم از جمله دول است که این اصل و&nbsp;اساسات را پذیرفته&nbsp; اما در قانون اساسی حاضر تبلیغ و گرویدن به دین&nbsp;غیر از اسلام جرم تلقی میشود که خود نقص آشکار حقوق&nbsp;بشر و خلاف&nbsp;آنچه که در کنوانسیون های سازمان ملل و&nbsp;حقوق بشر&nbsp; گنجانیده شده&nbsp;و افغانستان آنهارا&nbsp;پذیرفته&nbsp;است عمل میشود.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>از یک سو&nbsp;ضعف دولت نسبت به هرگونه حرکت ها و خواسته های بنیادگرایان را نشان میدهد که به این نوع مطالبات و تهدیداد متعصبانه لبیک گفته میشود و افغانستان را که امید می رود به بسوی جهانی شدن حرکت کند با&nbsp; تعظیم&nbsp;و اطاعت کردن&nbsp;به هر خواسته خودخواهانه&nbsp;روحانیون&nbsp;متعصب و خودخواه٬ کشور را &nbsp;به سوی انزوای زمان طالبان سوق داده میشود که نگرانی های را بوجود آورده است.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>از سوی دیگر&nbsp;متاسفانه&nbsp;اخراج این توریستان٬&nbsp;فرهنگ مهمانوازی مردم مارا زیر سوال قرار داده است و با این&nbsp;عمل از مردم و فرهنگ ما چهره ای خود خواه٬ متعصب و بدور از هر نوع عرف مهماننوازی به جهانیان و توریستان که&nbsp;قصد مسافرت به افغانستان را داشتند ارائیه کرد.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>در برنامه های اقتصادی و زیر بنایی&nbsp;دولت ایجاد فضای&nbsp;مناسب برای جذب توریسم نیز گنجانیده شده بود که اخراج این توریستان از کشور&nbsp;خلاف آن طرحها و برنامه ها را &nbsp;در&nbsp;عمل نشان میدهد.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>اگر به کشور های مصر٬ ترکیه٬&nbsp;امارات&nbsp;متحده عربی٬ اندونزی مالزی&nbsp;... که همه از جمله &nbsp;کشورهای اسلامی&nbsp;هستند نگاهی بیاندازیم در پروژه هایشان میلیاردها دالر برای&nbsp;جذب توریسم سرمایه گذاری میکنند تا عواید کشور را بالا ببرند که&nbsp;نتیجه ای مثبت هم گرفته اند و میبینم&nbsp; که با چه سرعت در حال رشد اقتصادی چشم&nbsp;گیر هستند.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>در نگاه دیگر&nbsp; کشور های مصر٬ عربستان سعودی و امارات که صادر کننده ایده های ضد مسیحیت و ضد غیر اسلامی به کشور ما هستند با ده ها هزار توریست مسیحی و یهودی و... آیا &nbsp;چنین برخورد را دارند؟ جواب واضح است !که هرگز&nbsp;نه ! امارات متحده عربی که&nbsp; آزادی نامحدود را برای خارجیان و سرمایه گذاران و&nbsp; توریستان بر قرار نموده و صدها مرکز فساد اخلاقی را بنا نموده تا از این منبع ها پولهای را به جیب بزنند ولی همین شیخ نشین ها پولهای را که از راه های نا مشروع جمع میکنند در تقویت بنیادگرایی و ایجاد حکومت های مثل طالبان در افغانستان&nbsp;خرچ میکنند که خود جایی سوال بزرگ است.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>اخوان مسلیمین مصر که در صادر نمودن ملا و مولوی متعصب در درجه اول قرار دارد&nbsp;چه&nbsp;گونه اجازه میدهد که &nbsp;کلیسایی های مسیحی و کنیسایی&nbsp;های&nbsp;یهودی در کنار مساجد اسلامی در مصر&nbsp;به تبلیغ&nbsp;بپردازند اما شاگردان و&nbsp;تحصیل کرده گان الاحضر مصر و پیروان اخوان مسلیمین در افغانستان با این ایده های&nbsp;صادراتی&nbsp;که&nbsp;در زادگاه این ایده ها&nbsp;و تفکرات هیچ&nbsp;اهمیت&nbsp; به آن قایل&nbsp;&nbsp;نیستند و هیچ&nbsp;زمان به آن عمل نمیکنند&nbsp;را &nbsp;متاسفانه در کشور ما توسط چند&nbsp;روحانی متعصب و&nbsp;نچندان دانا ما &nbsp;در عمل به&nbsp;آن پرداخته میشود&nbsp;که&nbsp;&nbsp;هم منافع ملی&nbsp;را به&nbsp;خطر میاندازند و هم&nbsp;مردم و کشور را در انزوا&nbsp;قرار&nbsp;میدهند. چگونه&nbsp;روحانیون محترم ما با اینکه خود میدانند در مراکز صدور این نوع تعصبات و خودخواهی با مسیحیان و دیگر ادیان&nbsp;هیچ برخورد&nbsp;نمیشود ولی روحانیون ما با تعصب کورکوررانه خواسته هایشان را بر دولت&nbsp;اعمال میکنند و افغانستان&nbsp;را به چماق&nbsp;نفرین شده ای تبدیل کرده اند که بر سر این و آن بلند باید شود.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT size=2>و دولت هم با کوتاه&nbsp;نظری سنگ را در&nbsp;آب گذاشته از پهلوی این نوع تقاضاها بخیر رد میشوند&nbsp;و بقای&nbsp;خودرا در&nbsp; جواب مثبت&nbsp;دادن&nbsp; به تهدیدادها و خواسته های چند تن بنیادگرایی&nbsp;متحجر میبیند٬ اما عواقب که در&nbsp;آینده&nbsp;گریبان مردم و کشور را میگرد را مد نظر ندارند و با&nbsp;وسعت دادن بهشت امن&nbsp; برای بنیاد گرایان و&nbsp;شرعیتچیان متحجر نگرانی های را برای مردم ایجاد کرده است.</FONT></SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA>منبع:کابل پرس:http://www.kabulpress.org/maghala_16asade85.htm</SPAN></P>
<P dir=rtl style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA></SPAN></FONT>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 7 Aug 2006 21:51:33 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=44</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1385/05/16/post-44/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سروس دری بلاگس]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/24/post-41/</link>
					<description><![CDATA[<P><FONT size=3>سروس دری بلاگس به تازگی فعال شده که به شما امکان داشتن ویب بلاگ به زبان دری و اینگلیسی را می دهد. همچنین وقتی نوشته ای را در وی بلاگ خود پوست می کنید تاریخ آن به صورت ماه های افغانستان ثبط می شود. امکانات خیلی زیادی را دارد... یک بار آزمایش کیند&nbsp;</FONT></P>
<P><FONT size=3>ادرس آن:&nbsp; </FONT><A href="http://www.home.dariblogs.com/"><FONT size=3>http://www.home.dariblogs.com/</FONT></A><FONT size=3>&nbsp;می باشد. روی لینک کلیک کنید و باز می می شود</FONT></P>
<P><FONT size=3>شما هم می توانید با گزاشتن لینک آن در ویب بلاگ خود آن ر به دوستانتان معرفی کنید.</FONT></P>
<P><STRONG><FONT size=4>در معرفی فرهنگ و زبان خود به جهان که همان زبان دری می باشد کوشا باشد به دلیل اینکه هرکدام شان بازتاب دهنده ی فرهنگ تان است و این کار را نکردید باور کیند که چند سال بعد زبانی به اسم دری نخواهیم داشت و استفاده از سرویس دری بلاگس هم به معرفی کردن زبان دری به دنیاست.....</FONT></STRONG></P>
<P><STRONG><FONT size=4>زبان فارسی در داخل ویندوز وجود دارد اما دری وجود ندارد و استفاده از آن سروس، زبان دری را به دنیا و شرکت Microsoft و بقیه شرکتهای کامپیوتری معرفی می کند به شرطی که <FONT color=#ff0000>شما</FONT> از آن استفاده کنید</FONT></STRONG></P>]]></description>
					<pubDate>Thu, 13 Apr 2006 19:37:17 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=41</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/24/post-41/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[رای اعتماد به وزرا یا تجارت؟]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/19/post-40/</link>
					<description><![CDATA[<P>رای اعتماد به وزرا یا تجارت؟</P>
<P>از روزی که رییس جمهور لیست کابیه ی جدید که می گویند بر اساس شایستگی و لیاقت انتخاب شده، را به پارلمان ارایه کرده است، چند روز پیش بود که در یک سایت انترنتی خواندم که از زمان ارایه لیست به پارلمان،&nbsp;چند نماینده&nbsp;شب ها در هوتل های کابل جمع می شوند و درباره وزرا گفت و گو می کنند که بیشتر شان همان مجاهدین و جنگ جوی دیروز هستند و در نتیجه در بین خود از مسایل و ارتباطات قومی،مذهبی وزرا&nbsp;آگاه می شوند و به کسی رای می دهد که اول از ملیت و نزدک خودشان باشد و یا حداحقل از مزهب خودشان باشند یا شاید هم به یکدیگر پول دهند تا نماینده ی که پول می گیرد به وزیری رای دهد که پول دهنده می خواهد. کجاست انتخاب وزرا به اساس لیاقت،شایستگی که هر روز حرفش در رسانه ها پخش می شود و می گویند وزرای در کابیه جدید بر اساس لیاقت و شایستگی انتخاب شده و هزار&nbsp; <FONT face="Times New Roman" size=3>Exaggeration</FONT></P>
<P>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt"><FONT face="Times New Roman" size=3>این هم شد انتخات وزرا بر اساس لیاقت و شایستگی!!!!!!!</FONT></P>]]></description>
					<pubDate>Sat, 8 Apr 2006 20:00:09 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=40</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/19/post-40/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[نماینده های بی سواد]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/14/post-39/</link>
					<description><![CDATA[<P>مجاهدنی که بر سر سلطنت افغانستان با هم جنگیدند، بار دیگر هم شاهد پیروزی چشم گیر آنان در انتخابات پارلمانی هستیم که حالا حدود ٪۷۰ کرسی های پارلمان را در اختیار دادند که در مغز شان جز قوم پرستی و فرقه پرستی چیزی دیگری وجود ندارد. مردم از آنها که افغانستان را به دست خود ویران کردند انتظار دارند که بار دیگر&nbsp;آن سرزمین&nbsp;غریب&nbsp;را دوباره سازند و وحدت ملی را در کشور پیاده کنند؟!!</P>
<P>نمی دانم چرا این مردم این قدر ساده و فریب خورنده هستند؟&nbsp;&nbsp;با خود می گویم شاید&nbsp;چون بی سوادی و فرقه پرستی در آنجا حاکم است و زمانی که وقت رای گیری می رسد آنها به کسانی رای می دهند که اول از قوم خود شان باشند و اگر از قوم شان نبود حداقل از میلت شان باشد و لایقی فرد&nbsp;کاندید&nbsp;برایشان هیچ مهم نیست.</P>
<P>در پارلمان هم که از همه بیشتر مغزهای فرقه پرست&nbsp;و ملیت پرست&nbsp;وجود دارد و رای اعتماد به وزرا هم فردی شد پس آنها هم به کسانی رای می دهند که از ملیت خودش باشد تا ملیت او بتواند قدرت بیشتر در حکومت و افغانستان داشته باشد و لایقی وزیر به اندازه ی خاک زیر پای هم توجه نمی شود. این روند بر روی کابینه ی جدید هم اعمال می شود پس چگونه کرزی می گوید کابینه ی جدید فلان و فلان صفت را دارد که کابینه ی پیشین ندشت و بد تر از همه اینکنه به دلیل وجود نمایندهای مجاهید و ملیت گرا ،افغانستان تا پایان حکومت کرزی در آتش خواهد سوخت و کمک های بین الملی در جیب وزرا خواهد رفت و یا فقط به دو ملیتی خواهد رسید که در حکومت پوست های مهم را در دست دارد. این هم از در نظر گرفتن لایقی وزیر در کابیه ی جدید!!!!!!</P>
<P>احساس می کنم دلم در حال ترکیدن است برای آنچه در زادگاهم میگذرد،خیلی برایم زور دهنده و اشن آور&nbsp;است وجود افراد میلت گرا هم در پارلمان و هم در کابینه اما تنها استاد اسپتنا به نظرم آن شایستگی و لیاقت را دارد که او مشکل است&nbsp;در پارلمان رای اعتماد بگیرد به جرم اینکه مجاهد نبوده چون در پارلمان مجاهدین هستند.</P>
<P>بیش از این وقت ندارم اما این نبشته را هر روز بروز میدهم....به امید&nbsp;روزی که&nbsp;تمام مردم&nbsp;افغانستان از زیر چادر بی سودی سر بردادند و به فکر کشورشان باشند نه&nbsp;به فکر ملیت شان&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Mon, 3 Apr 2006 18:37:46 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=39</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/14/post-39/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[سفر بی خطر]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/02/post-38/</link>
					<description><![CDATA[<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><FONT size=2><SPAN><STRONG><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size=3>روزی </FONT><FONT face="Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif" size=3>مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق خود درهتل،متوجه می شود که آن هتل به کامپیوتر مجهز است. تصمیم می گیرد به همسرش ایمیلی بزند. نامه را می نویسد اما در تایپ <FONT style="BACKGROUND-COLOR: #ffff00">آدرس</FONT> آن دچار <FONT style="BACKGROUND-COLOR: #ffff00">اشتباه</FONT> می شود و بدون اینکه متوجه آن شود نامه را می فرستد</FONT></FONT>.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></STRONG></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><o:p><FONT size=3>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><o:p></o:p></SPAN></B><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#333333>در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشد به سراغ کامپیوتر می رود تا ایمیل های خود را چک کند.</FONT></FONT></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#333333><o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></B>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#333333>اما پس از خواندن نخستین نامه غش می کند و بر زمین می افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق می دود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد.</FONT></FONT></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#333333></FONT></FONT></SPAN></B>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#333333></FONT></FONT></SPAN></B>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#333333><o:p></o:p></FONT></FONT></SPAN></B>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3><FONT color=#3366ff>گیرنده :</FONT> همسرم<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<FONT color=#3366ff> </FONT></SPAN><FONT color=#3366ff>موضوع :</FONT> من رسیدم<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN><FONT color=#3366ff>تاریخ :</FONT> 1 آگوست 2005 <o:p></o:p></FONT></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><o:p><FONT size=3></FONT></o:p></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 7.5pt 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 14pt; BACKGROUND: white; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'B Yekan'; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma"><FONT size=3>" <FONT color=#3333cc>می دونم که از گرفتن این نامه غافلگیر شدی. راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کسی به اینجا میاد می تونه برای عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو براهه. فردا می بینمت. امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه</FONT>.</FONT></SPAN></B></P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 22 Mar 2006 22:21:21 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=38</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/02/post-38/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[اگر مسیحی شوید اعدام می شوید!!!!!]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/01/post-37/</link>
					<description><![CDATA[<P>متن زیر از ویب سایت afghanpaper.com برداشته شده است:</P>
<P>یک مرد به اتهام گرویدن به مسیحیت در دستگیر شده به اعدام محکوم خواهد شد.<BR>یک قاضی در کابل گفته است مرد مورد بحث که عبدالرحمن نام دارد با اتهام ارتداد روبرو خواهد شد.<BR>وی افزود که ما تقاضای صدور حکم اعدام را برای این شخص داریم.<BR>گفته می شود که دستگیری عبدالرحمن پس از آن صورت گرفت که اعضای خانواده وی به پلیس خبر دادند که او به مسیحیت گرویده است.<BR>خبرنگاران می گویند مقامات قانونی معتقدند که این اولین بار است که اتفاقی از این نوع در افغانستان افتاده است.<BR>افغانستان کشوری است که مردم آن بسیار محافظه کار هستند</P>
<P>منبع:<A href="http://www.afghanpaper.com/body.php?fname=1384-12--29-102215.htm">http://www.afghanpaper.com/body.php?fname=1384-12--29-102215.htm</A></P>
<P>.............................................................................................................................................</P>
<P>در کشوری مثل افغانستان که مردم کوچکترین آزادی و حق انتخاب،حتی اتنخاب&nbsp;دین خود را ندارند چگونه از دموکراسی در آنجا سخن به میان آوریم؟؟!!! و اگر دین دیگری را برای خود برگزینی هم می شوی اعدام!!!</P>
<P>چند روز پیش هم در همین سایت خبری خواندم،می گفت: دخترانی که&nbsp;در خارج از افغانستان برای درس خواندن می روند باید اجازه ی شرعی داشته باشد. در یک کشور دیموکراتیک که لایق بودن مهم هست&nbsp;به مسله ی شرعی و فرعی چه کاری دارند؟؟!!</P>
<P>با این وضعیت ما می گوییم که یک کشور دیموکراتیک داریم. به نظرم باید بگیم یک&nbsp; کشور داریم که اسمش دیموکراتیک و عملش مذهبی.</P>
<P>مشکل از مردم نیست، از آن کورپرستانی هست که سرتخت نشسته و خود شان عیش و نوش می کنند و می گیوند که ما محافظ دین هستم....ملاها</P>
<P>&nbsp;</P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Tue, 21 Mar 2006 15:14:47 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=37</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1385/01/01/post-37/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[دین حل کننده ی مشکلات یا سازنده ی مشکلات؟]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/26/post-36/</link>
					<description><![CDATA[<P><FONT size=3>اتفاق های ناگواری که در شهر کویته پاکستان&nbsp;در روزهای عاشورا،محرم رخ داد و می دهد و ده ها تن جان خود را بر آثر آن از دست می&nbsp;دهند&nbsp;و در این آخرها هم در شهر هرات افغانستان اتفاق افتاد و ده ها تن بر ثر آن عمر خود را به شما بخشید، همه را می توان شواهدی گرفت برای اینکه مذهب و دین سازنده ی مشکلات است، و این را هم میدانم که دست های کشورهای دیگر در حادثه ی حرات داخل بوده اما اگر مردم افغانستان آنقدر سرسخت مذهبی نمی بودند که آماده باشند زندگی خود را برای آن از دست بدهند شاید این فاجعه ی نیمه سیاسی و نیمه مذهبی رخ نداده بود (فاجعه ی هرات)</FONT></P>
<P><FONT size=3>اما اگر از زوایای دیگر به دین و مذهب نگاه کنیم شاید هم می توان رای به «دین و مذهب حل کننده ی مشکلات» داد که در مقایسه با مشکلات روز&nbsp;در حالت تضاد&nbsp;قرار دارد. بی سوادی هم نقش مهی ایفا می کند و اگر نقش بی سوادی را در نظر بگیریم،می توان گفته ی دوست خوبم&nbsp; آقای حبیب پیمان را که گفته است «دین با دانش و&nbsp;علم&nbsp;در تضاد&nbsp;قرار دارد»&nbsp;را تایید&nbsp;مورد تایید قرار داد</FONT></P>
<P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Fri, 17 Mar 2006 22:53:50 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=36</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/26/post-36/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[فرحناز یوسفی]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/21/post-35/</link>
					<description><![CDATA[<P>به منظر من رسانه ها بهترین راه برای مقابله و رویارویی با محافظه کاران دینی چون ملاها&nbsp;که نمی خواهند خواهران و مادران ما در خارج از خانه و آواز خواندن خانم ها را گناه و و مخالف دین می خوانند در افغانستان است</P>
<P>اگر زن در جامعه با مرد حقوق مساوی نداشته باشد، جامعه مثل کبوتری می شود&nbsp;که فقط یک پر دارد و نمی تواند پرواز کند&nbsp;و به همان دلیل نمی تواند به ترقی و پیشرفت اقتصادی و مدنی دست یابد که نمونه ی خوبی آن افغانستان یک جامعه ی مرد سالا و کور پرستی است</P>
<P>...............................................................................................................................</P>
<P>فرحناز:</P>
<P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.geocities.com/azadi232/weblog/farhnaz.jpg" align=baseline border=0></P>
<P class=storytext>با روی کار آمدن حکومت مجاهدین و پس از آن طالبان، حضور زنان در عرصه هنر آواز خوانی، ممنوع شد و حتی در سالهای پس از فروپاشی طالبان نیز، آوازخوانان زن، جرات نکردند آزادانه به روی صحنه بروند. </P>
<P class=storytext><!-- end_story -->به رغم آن، به بهانه برگزاری یک مسابقه آوازخوانی به نام "ستاره افغان" که از سوی تلویزیون خصوصی طلوع در افغانستان برگزار شد، فرصتی نیز به شماری از دختران جوان داده شد تا بخت خود را در این مسابقه بیازمایند.</P>
<P class=storytext>فرحناز یوسفی، هفده ساله، ساکن شهر مزار شریف در شمال افغانستان است که با بازگشت از مهاجرت، در دوران جدید، به روی صحنه رفت و چند پارچه آواز در مسابقه انتخاب ستاره افغان اجرا کرد. </P>
<P class=storytext>او در این مسابقه، در میان بیش از هزار نفر، مقام پنجم و لقب "بهترین بانوی افغان" را از آن خود کرد.</P>
<P class=storytext><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.geocities.com/azadi232/weblog/farhnaz-meritaward.jpg" align=baseline border=0></P>
<P class=storytext>مجریان برنامه ستاره افغان به همراه چهار کارشناس موسیقی به پنج شهربزرگ افغانستان سفرکردند و آواز و استعداد نزدیک به هزار جوان افغان را آزمودند که در میان آنها، فرحناز یوسفی به مقام پنجم رسید. </P>
<P class=storytext>&nbsp;</P>
<P class=storytext>به آمید روزی که افغانستان یک جامعه ی مترقی و مرد و زن در جامعه از حقوق مساوی برخوردار باشند و کور پرستی ازمیان رود و آواز خواندن زنان گناه نباشد</P>
<P class=storytext>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 12 Mar 2006 18:50:33 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=35</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/21/post-35/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[discount در نماز شعیه]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/21/post-34/</link>
					<description><![CDATA[<P>یکی از داکتری پرسید: سنی را بیشتر دوست داری یا شعیه را؟</P>
<P>داکتر در جواب گفت:شعیه را</P>
<P>گفت:چرا؟ و داکتر در جواب گفت به دلیل اینکه وقتی در سفر هستی نماز شعیه discount دارد</P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 12 Mar 2006 11:15:14 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=34</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/21/post-34/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[فرصتی برای رفتارهای ناپسند]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/17/post-30/</link>
					<description><![CDATA[<P>ناظران اجتماعی در بریتانیا می گویند دختران مسلمان این کشور بیش از هر زمان دیگر از دوره ی تحصیلات دانشگاهی برای رها ساختن خود از قید و بند خانوادگی و جامعه ی اسلامی استفاده می کنند</P>
<P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.bbc.co.uk//worldservice/images/2005/03/20050318112125women.jpg" align=baseline border=0></P>
<P class=storytext>روزنامه گاردین، چاپ لندن، اخیرا در گزارشی با عنوان "فرصتی برای رفتارهای ناپسند" به علل رفتار مغایر با تربیت اسلامی و خانوادگی دختران مسلمان بریتانیایی در دوران تحصیلات دانشگاهی پرداخته است و می نویسد که دختران مسلمان نیز می خواهند که مانند دیگران از زندگی خود استفاده کنند اما همواره باید تلاش کنند که بین اعتقادات مذهبی، انتظارات خانوادگی و فشار برای همرنگ شدن با دیگران تعادل بوجود آورند. </P>
<P class=storytext>سونیا ملیک، نگارنده این گزارش، می نویسد این دختران در دانشگاه به دور از محدودیت های جامعه اسلامی علیه شیوه زندگی که از جانب والدین و رهبران مذهبی بر آنها تحمیل شده است عصیان میکنند. رفتاری که می تواند بسادگی باعث زدن مهر بدنامی بر پیشانی آنها شود.</P>
<P class=storytext><!-- end_story -->اما چرا دختران مسلمان بریتانیایی رفتاری مغایر با اخلاقیات و تربیت اسلامی خانواده های خود در پیش میگیرند؟ </P>
<P class=storytext>در پاسخ به این سوال نویسنده به طرح نقطه نظرهای چند دختر مسلمان که با آنها به گفتگو نشسته است پرداخته و به نقل از "نازیا" یک دختر دانشجو از شهر برادفورد می نویسد: " در خانه تربیت والدین مستبد طوری است که اجازه هیچ کاری به ما داده نمی شود و برای همه چیز مقرارت خاصی وجود دارد. دوره تحصیلات دانشگاهی تنها فرصتی است که ما داریم تا آن طور که دلمان می خواهد زندگی کنیم. بیشتر دختران مسلمان وقتی برای اولین بار به دانشگاه قدم می گذارند نمی دانند از زندگی چه می خواهند و قادر به تصمیم گیری و تعیین حد و مرز برای خود نیستند. تنها در دانشگاه است که ما یاد می گیریم چگونه از استقلال تازه به دست آورده خود استفاده کنیم."</P>
<P class=storytext>&nbsp;</P>
<P class=storytext>"کینزا" دختر ۲۴ساله دیگری از لندن که با نازیا هم عقیده است میگوید: " زندگی مرا در دانشگاه رفتن به پارتی، مشروب خوری و قرار گذاشتن با پسرها تشکیل می داد تمام کارهائی که من صرفا از روی کنجکاوی انجام می دادم. اگر دانشگاه در شهر دیگری باشد آبروی خانوادگی به خطر نمی افتد. ازدواج حتی برای لحظه ای به فکر من خطور نکرد. فقط مثل کسی که از قفس رها شده هرکاری دلم می خواست می کردم."</P>
<P class=storytext>سونیا ملیک در ادامه مطلب خود به نقل از یک دختر ۲۳ ساله و دانشجوی رشته پزشکی که تحصیلات دانشگاهی خود را نه فقط چند سال از زندگی بلکه تمامی زندگی خود توصیف می کند، می نویسد: " من فقط به این دلیل که دوره رشته پزشکی طولانی تر از سایر رشته هاست آن را انتخاب کردم چون می خواستم مدت زیادی از خانواده ام دور باشم من می دانستم که باید زندگیم را در این دوره پنج ساله خلاصه کنم و حد اکثر استفاده از آن را ببرم زیرا پس از بازگشت به خانه و خانواده دوباره زندگیم تحت کنترل قرار می گیرد. بعضی از دخترها به طور کلی روش زندگی خود را تغییر داده اند و می خواهند کماکان به آن ادامه بدهند اما من نمی توانم چون پدر و مادر من خیلی سخت گیرند. آنها می خواستند خواهرم را به کسی شوهر بدهند که دوستش نداشت و به همین دلیل ازخانه فرار کرد. در نتیجه سخت گیری در مورد من بیشتر شده است بطوری که احساس خفگی می کنم."</P>
<P class=storytext>سونیا ملیک سپس مطلب خود را چنین ادامه می دهد که بارها عبارت والدین مستبد را از زبان دختران و زنانی که با آنها گفتگو کرده است شنیده و برداشت او این است که تجربیات تلخ دوران کودکی آن چنان اثر عمیقی در روحیه آنان به جای گذاشته است که حال می خواهند کنترل زندگیشان را به دست خود بگیرند. نویسنده پس از مطرح کردن این سوال که آیا نسل کنونی زنان ودختران مسلمان از مشکلات عمیق روانی و رفتاری رنج می برند به نقل از "سارا لیتل" از خدمات مشاوره ای دانشگاه منچستر مینویسد " برای بسیاری از دانشجویان ترک خانواده وتطبیق با محیط تازه زندگی سخت است و در مواردی ممکن است به مشکلات روانی عمیق منجر شود که ریشه آن را می توان در روابط خانوادگی آنان یافت دخترانی که خانواده های سختگیر دارند و همیشه تحت کنترل بوده اند در مورد مسائلی چون رابطه جنسی و مشروب خوری حد و مرزی نمی شناسند و رفتارشان از کنترل شدید تا بی بند باری مطلق درنوسان است."</P>
<P class=storytext>نویسنده سپس تجربیات "یاسمین"، معلمی از شهر لیدز، را از زبان او چنین بازگو می کند: "سختگیریهای بیش از اندازه والدین باعث کینه و سرکشی دختران میشود به خصوص اینکه برای آن دلیلی وجود نداشته باشد. من اغلب از رفتار پدر ومادرم سر درنمی آوردم ولی حال به عنوان یک یک معلم پی برده ام که باید برای بچه ها حد و مرز تعیین کرد اما سختگیریهای والدین من بیشتر برای حفظ آبروی خود بود که بار آن را بر دوش من گذاشته بودند. من حق صحبت کردن با پسرها رانداشتم. پدر ومادرم تهدیدم کرده بودند که اگر به روی یک پسر نگاه کنم مرا خواهند کشت. این مسئله در معاشرت من با مردم اثر گذاشته است و تا به امروز من نتوانسته ام با همکاران مرد خود سرصحبت را باز کنم آنها باید پیش قدم بشوند حتی در اینصورت هم من دست وپای خودم را گم میکنم .من ازمعاشرت بامردان واهمه دارم چون لازمه آن زیر پا گذاشتن تمام مرزهائی است که در روان من ریشه دوانده است."</P>
<P class=storytext>سونیا ملیک در ادامه مطلب خود می نویسد که اکثر زنان و دخترانی که با او به گفتگو نشستند کاملا به اهمیت آبرو و حیثیت خانوادگی واقف بودند ولی از مطرح کردن آن طفره می رفتند به جز "یاسمین" که می گفت که حتی اگر به آنسوی دنیا هم برود حاضر نخواهد شد که مشروب بخورد یا دوست پسر بگیرد چون نمی خواهد آبروی خانواده خود را بخطر بیاندازد.</P>
<P class=storytext>به اعتقاد نویسنده مقاله حتی امروزه نیز بسیاری از دختران متوجه عواقب زندگی بی و بند بار نیستند و از مسئله رابطه جنسی اطلاع کافی ندارند چون در خانواده های مسلمان در مورد آن صحبتی نمی شود. بسیاری از این دختران به واسطه مخالفت خانواده های خود از آموزش جنسی در مدارس محروم مانده اند. این بی اطلاعی و فشار اجتماعی برای پی بردن به تمایلات جنسی بعضی از دختران را آسیب پذیر کرده است.</P>
<P class=storytext>وی تجربه یک دانشجوی ۲۶ساله از شهر کاردیف را مثال می آورد که به او گفته: "در خانه رفت و آمد من تحت کنترل شدید قرار داشت. ما همه دختر بودیم و من برادر یا همبازی پسر نداشتم و از واقعیات زندگی بی اطلاع بودم. وقتی وارد دانشگاه شدم و برای اولین بار به آزادی دست پیدا کردم با دانشجویانی که از من با تجربه تر و زیرک تر بودند برخورد داشتم و از روی ساده لوحی آخر سال اول دانشگاه حامله شدم . دوست پسرم به نظر مهربان و دلسوز می رسید و من تصور می کردم که همیشه از من مواظبت خواهد کرد اما چنین نبود و من شکار ساده ای برای او بودم چون می دانست که نمیتوانم با کسی مشکل خود را درمیان بگذارم."</P>
<P class=storytext>سونیا ملیک نویسنده مقاله سپس نظر "فیلیپ هودسون"، عضو انجمن مشاوره و روان درمانی بریتانیا، را که تجربه زیادی در رابطه با مشکلات روانی اقلیت های قومی ومسلمانان بریتانیایی دارد مطرح می کند که معتقد است الگوی تربیت غرب اجازه رد ارزشهای خانوادگی و سرکشی رامی دهد اما در الگوی تربیتی شرق حرف آخر با والدین است و متاسفانه این روش همیشه نتیجه مطلوب به دست نمی دهد. </P>
<P class=storytext>در رویارویی با فرهنگ غیرمذهبی وآ زاد جامعه امروز کسانی که همیشه تحت حمایت خانواده بوده اند با مشکلات زیادی روبرو میشوند. </P>
<P class=storytext>به طور کلی والدینی که تسلط کامل بر فرزندان خود دارند قدرت تصمیم گیری را از آنها سلب می کنند. نویسنده هم چنین از گفتگوی خود با دختران دانشجو به این موضوع پی برده است که سخت گیریهای زیاد والدین مسلمان باعث بیزاری آنها از مذهب می شود. </P>
<P class=storytext>سونیا ملیک سپس در خانمه مطلب خود چنین نتیجه گیری می کند که رهبران مذهبی مسلمانان ممکن است که فرهنگ بی قید و بند غرب را مسئول این گونه رفتارهای خلاف عرف دختران مسلمان معرفی کنند ولی بزرگ شدن در بریتانیا به عنوان یک دختر مسلمان مشکلات پیچیده ای در بر دارد. نسل پدر و مادرهای زنان و دختران جوان مسلمان با چالشهایی که اکنون بر سر راه فرزندان آنها قرار گرفته است، مواجه نبودند. </P>
<P class=storytext>فرهنگ مردمی امروزه، ازموسیقی گرفته تا فیلم، قدرت تاثیرگذاری زیادی دارد و مسلمانان بریتانیایی باید بدون توسل به صدور فتوی یا محکوم کردن فرزندان خود مشکلات آنها را درک کنند و با آنها به گفتگو بنشینند. </P>
<P class=storytext>بسیاری از والدین مسلمان باعث بیزاری دختران از مذهب شده اند ولی برای دوام مذهب به عنوان یکی از ارکان مهم زندگی باید آنرا با واقعیات امروزه تطبیق داد.</P>
<P class=storytext>منتظر نظرات سازنده ی شما هستم</P>]]></description>
					<pubDate>Wed, 8 Mar 2006 20:08:24 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=30</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/12/17/post-30/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[مردی رفت اینگلیس]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/11/21/post-28/</link>
					<description><![CDATA[<P>&nbsp;</P>
<P>یکی رفت اینگلیس. صبح از خواب بالا شد و با زنش رفت بیرون در سرگ. یک مرد از کنار شان رد شد و گفت:«گود مورنینگ سر». او جواب داد: «سر مورنینگ گود»! <BR>آقا جفر آن مرد چه گفت؟</P>
<P>گفت هیچی! این انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم&nbsp;در&nbsp;جواب&nbsp;گفتم: «علیکم سلام»</P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Fri, 10 Feb 2006 17:52:57 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=28</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/11/21/post-28/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[جوک اسانسور]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/11/21/post-27/</link>
					<description><![CDATA[<P>یک مرد می خواست از اسانسور برای بالا&nbsp;رفقتن استفاده کنه. میرود پیش اسانسور و می بیند آنجا نوشته: ظرفیت ۱۲ نفر. ای وای خدا! حالا آن ۱۱ نفر دیگه را از کجا بیارم؟؟!!!</P>
<P>&nbsp;</P>]]></description>
					<pubDate>Fri, 10 Feb 2006 17:27:19 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=27</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/11/21/post-27/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[از بی بی سی هم مشهورتر شوید]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/09/06/post-24/</link>
					<description><![CDATA[<P>اگر می خواهی&nbsp; نام تان از بی بی سی هم مشهورتر شود، همه ی کلمه هایی که:بی:&nbsp; دارد را بر خود بگزارید مثل بی غیرت،بی سواد، بی عقل، بی دین، بی خانم،بی ادب و به زودی خواهید دید که اسم تان از بی بی سی هم مشهور تر می شود. همن بی بی سی هم به همین دلیل خیلی مشهور است که رمز مشهور شدن از دیگران زود تر&nbsp;را پیدا کرده بوده و اسم خود را گزاشته بی بی سی. شما هم کوشش کنید اسم تان خوب زیاد :بی: داشته باشد.<IMG src="http://www.blogsky.com/editor/images/smiles/03.gif"></P>]]></description>
					<pubDate>Sun, 27 Nov 2005 21:28:32 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=24</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/09/06/post-24/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[عشق]]></title>
					<link>http://www.qorood.blogsky.com/1384/09/06/post-23/</link>
					<description><![CDATA[<P>سلام دوستان.این&nbsp;بار به معنی عشق پرداخته ام.</P>
<P><FONT color=#3333ff>عشق یعنی با خدا افروختن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;عشق یعنی درحقیقت سوختن<BR>عشق یعنی مستی و دیوانگی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عشق یعنی در جهان افسانگی<BR>عشق یعنی باختن در زندگی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در گذشتن از جهان با بندگی<BR>عشق یعنی شوروشوق و التهاب&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; زندگی کردن برای یک عذاب<BR>عشق یعنی مردن افسانه ای&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; عشق یعنی جرئت پروانه ای<BR>عشق یعنی غم کشیدن دررهش&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;زندگی کردن برای یک کهش<BR>عشق یعنی ازخودت بیخود شدن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;در سرای نامرادیها بُدن<BR>عشق یعنی کشتن خود در خفا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; لذتی بردن ز یارت از جفا<BR>دردمن ازعشق درمانش کم است&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;این ندائی از برای عالم است<BR>گر که خواهی عشق را اندوختن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;کی توانی تو لباسش دوختن<BR>قد او اندک بود&nbsp;صد فرسخ است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; انتهای عشق اندر برزخ است<BR>درد مولانا و حافظ عشق بود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;آتشی را داشتن اندر وجود<BR>گر که خواهی دست در عشق افکنی&nbsp;&nbsp;&nbsp; این لباس دنیوی را بر کنی<BR>گر که خواهی با همین چشمان روی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گوشه عشقی ببینی می دوی<BR>چشم دل را باز کن ای با خرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;هر چه داری عشق با خود&nbsp;می برد<BR>اونه سیلاب ونه گرداب است لیک&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دارد اندر خود هزاران وصف نیک<BR>ما همه خود را به او آویختیم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تا که خود را در&nbsp;دلش آمیختیم<BR>گر کسی خواهد بدون عشق زیست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;باورت باشد در این دنیای نیست.<BR></FONT><FONT color=#0099ff>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (محمد الله محمدی)</P></FONT>]]></description>
					<pubDate>Sun, 27 Nov 2005 21:06:20 GMT</pubDate>
					<comments>http://www.qorood.blogsky.com/Comments.bs?PostID=23</comments>
          <guid>http://www.qorood.blogsky.com/1384/09/06/post-23/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
