| |
| 1384/08/08 |
| بوسهء عشق |
تا به کی بر دامن بیگانه گان چنگی زنیم باید از خود صورتی سازیم و آهنگی زنیم شیشه را صیقل مباید دیگر از زنگ جفا از محبت بر رخ آیینه تارنگی زنیم بوسهء عشقی نثار صورت صلح سپید از تف لعنت به روی تیرهء جنگی زنیم وصل باید تکه های شیشه های قلب ما ما چرا بر شیشهء دلهای هم سنگی زنیم گر چه تاریک است ره، ما یک دو گامی طی کنیم گر چه دور افتاده منزل، یک سه فرسنگی زنیم بس که ورزیدیم “شاکر” عشق شد معتاد ما نه شرابی سر کشیم، نه پیالهء بنگی زنیم |
|