محمدی
  
 
 
فروردین 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
موضوع بندی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
1384/08/08
آزادی

آزادی

دلم چو غنچه چه تنگ است برای آزادی
شود که باز ببینم لقای آزادی
پرنده دل شبهای تیره اندوه
گشوده بال هوس در سمای آزادی
زمین و خور و مه و آسمان به فریادند
به گوش قلب من آید صدای آزادی
برو بگو به طبیب دل گرفتارم
دوایی نیست مرا جز دوای آزادی
بیا که باز نشینیم و یکصدا خوانیم
ترانه ای ز سرود و نوای آزادی
بیا به مهفل مستان شراب عشق بنوش
مپرس ساقی ز چون و چرای آزادی
تنین هر نفسم شد ز حرف حرفش پر
ز آ و زا و الف، دال و یای آزادی
شود که هستی و دارو ندارخویش یکی
به هزار شوق دهم رونمای آزادی
دعا کنید خدا دور داردش ز بلا
بلای جنگ من و تست بلای آزادی
بر آن سریر که زآزاده گی بود حیف است
که برده گی بنشیند به جای آزادی
به مرغ قلب اسیرم ترحمی صیاد
برس به داد من بینوای آزادی
ز خون پاک شهیدان، وطن بسی بستند
به دست و پای تو رنگ حنای آزادی
به هیچ کشتی یی یارب روا مدار چنین
غریق بحر یکی ناخدای آزادی
گهی به کشور آزاده گان برو قاصد
بیار نامه ای از آشنای آزادی
ز دشمنی و کدورت مگو سخن با ما
بیار مژده ز صلح و صفای آزادی
به پای شعر من ای بیخبر بیا بنشین
که تا خبر شوی از ماجرای آزادی
ز اشک دیده مریزان گلی به پای او
ز خون سینه چکان زیر پای آزادی
اگر به سوی وطن رفت جان من روزی
بپیچ جسم مرا در قبای آزادی
طلوع صبح امید است ای نسیم بهار!
ز عطر صلح فشان در فضای آزادی
چه قلبها که نشد در ره وصال او
علیه ظلم و اسارت فدای آزادی
به اشتیاق سرود غزل برای او
قصیده گفت دلم در رسای آزادی
ببین که “محمد” آزاده زنده است هنوز
به آن امیدکه میرد برای آزادی
   


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 31825


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها