| |
| 1384/08/08 |
| رویای من |
رویای من، رویا ی من، رویای بی همتای من دنیای من رویای تو، رویای تو دنیای من با آنکه بیدارم ولی، در خواب میبینم ترا شامی بیا در خواب من، ای خفته زیبای من ای برق چشمان ترا، وای مهر دستان ترا جایی نمیخواهم دگر، جز قلب آتشزای من گاهی ز هجرم میکشی، گاهی به وصلم میکشی ای وصل تو تسکین من، ای هجر تو سودای من غیر از پریشان حالی موی پریشان توام فکر پریشانی مباد، اندر سر شیدای من آییم اگر روزی به بر، کی میشناسم پا ز سر من بی سرو پای توام، ای خوب سر تا پای من ای تب تویی، تابم تویی، ای خورد و ای خوابم تویی تا دیده ام چشم ترا، ای نرگس شهلای من با حسرت و رویای عشق، در آتش غمهای عشق من تشنه صحرای عشق، ای عشق تو دریای من ای آفتاب، ای ماه من، ای روز و شب همراه من ای آسمان آبی ام، ای تاره شبهای من امشب اگر از تاره ها، پرسی تو احوال مرا گویند یک یک قصه ها، از ناله و از نای من |
|